هشتاد و پنجمین روز نبرد، روز رمزگشایی از مفهوم «دیپلماسی در سایه استقامت» بود. در حالی که ورود عاصم منیر، مقتدرترین چهره نظامی و سیاسی پاکستان به تهران، نشان از رسیدن میانجیگریها به یک «مقطع تعیینکننده» داشت، دستگاه دیپلماسی ایران با خونسردی تمام، سقف انتظارات واشنگتن را پایین آورد. اعلام رسمی این موضوع که شکافها با آمریکا همچنان «عمیق و قابل توجه» است، یک پیام راهبردی داشت؛ اینکه ایران، نه مرعوب اولتیماتوم نظامی ترامپ شده و نه مسحور لبخند میانجیگران. امروز، ایران با تغییر ادبیات خود در قبال تنگه هرمز و گره زدن توافق دوجانبه به توقف جنایات اسرائیل در لبنان، نشان داد درک دقیقی از نقطه ضعف واشنگتن (یعنی تله زمان و تورم در آستانه انتخابات) دارد.
هرمز؛ از «آبراه آزاد» تا «شاهراه خدمات امنیتی سپاه»
مهمترین تحول استراتژیک ۲۴ ساعت گذشته، تغییر هوشمندانه ادبیات تهران در قبال تنگه هرمز بود. ایران با اعلام اینکه اخذ عوارض از کشتیهای عبوری، در واقع فاکتور کردن «خدمات امنیتی» برای عبور امن از این آبراه است، «محاصره آمریکایی» را با یک «نهادسازی حاکمیتی» پاسخ داد.
این تغییر ادبیات، اثرات حقوقی و روانی بزرگی دارد. وقتی گزارشها تأیید میکنند در یک روز گذشته، ۳۰ شناور تجاری با هماهنگی نیروی دریایی سپاه پاسداران از تنگه عبور کردهاند، یعنی شرکتهای کشتیرانی جهان پذیرفتهاند که برای در امان ماندن از ترکشهای تقابل ناوگان آمریکا و پهپادهای مقاومت، باید «هزینه امنیت» را به قدرت مسلط منطقه بپردازند. تلاش فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل برای ارائه یک قطعنامه مستقل برای ایمنسازی هرمز (که با طرح آمریکایی- بحرینی در رقابت است)، نشاندهنده شکاف عمیق در جبهه غرب و ناامیدی اروپا از چتر امنیتی سنتکام است.
معمای مذاکرات؛ چرا هستهای در اولویت ایران نیست؟
ورود فرمانده ارتش پاکستان به تهران، کاتالیزور دیپلماتیک این روزها بود. اما اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه با دقت زیاد خطوط قرمز ایران را ترسیم کرد. ایران به درستی معتقد است ریشه آغاز این جنگ در ۸۵ روز پیش، لجاجت آمریکا بر سر پرونده هستهای بود؛ بنابراین قرار نیست میوه مقاومت در برابر بمباران، دادن امتیاز در همان پرونده باشد.
ایران، اولویت مذاکرات را «لغو محاصره بنادر، آزادسازی داراییهای مسدود شده و پایان جنگ در تمام جبههها» تعریف کرده است. تحریمها، از نگاه ایران، دیگر ابزاری برای معامله در جزئیات نیستند، بلکه پیششرط بازگشت به شرایط عادیاند. این استراتژی، دقیقاً روی نقطه ضعف دونالد ترامپ دست گذاشته است. به تعبیر جیسون کمپبل از مؤسسه خاورمیانه، ترامپ به دلیل نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای و فشار خردکننده قیمت انرژی بر مصرفکننده آمریکایی، زمان چندانی ندارد. واشنگتن برای خروج از این مخمصه نیازمند یک توافق سریع است، در حالی که تهران با تثبیت کانالهای دور زدن محاصره نشان داده «زمان» را به خدمت خود درآورده است.
باتلاق اخلاقی و نظامی اسرائیل در شمال
در حالی که دیپلماسی همچنان مشغول است، رژیم صهیونیستی در حال منفجر کردن پایههای هر گونه توافقی است. بمباران وحشیانه جنوب لبنان که در ۲۴ساعت گذشته به شهادت ۱۱غیرنظامی و امدادگر درمانی (در شهرهایی چون دیر قانونالنهر و نبطیه) منجر شد، گواه روشنی بر ماهیت فریبکارانه «آتشبس آمریکایی» است. اسرائیل به وضوح تلاش میکند از پوشش دیپلماسی برای «پاکسازی دموگرافیک» در جنوب لیتانی استفاده کند.اما این جنون نظامی، با یک رسوایی اخلاقی بیسابقه در عرصه جهانی تکمیل شد. افشای گزارشهای تکاندهنده از سوی سازماندهندگان کاروان آزادی غزه (ناوگان صمود) مبنی بر تجاوز و آزار جنسی دستکم ۱۵ فعال بینالمللی بازداشت شده در آبهای مدیترانه توسط ارتش اسرائیل، برگ دیگری بر دفتر شرارتهای محور عبری- غربی بود. رژیمی که در زندانهایش، فعالان حقوق بشر غربی را شکنجه و آزار میکند، نمیتواند در واشنگتن، شریک یک پروژه صلحسازی باشد.
ایستگاه هشتاد و پنجم؛ مقاومت چندلایه
ما اکنون در یکی از پیچیدهترین تقاطعهای این جنگ ایستادهایم. آمریکا در حال تحریم دیپلماتها و نظامیان لبنانی است تا مقاومت شمال را تضعیف کند، اسرائیل در حال کشتار امدادگران است و ترامپ با تناقضگویی، هم از پیشرفت در مذاکرات میگوید و هم از «گزینههای دیگر». اما در ایران، راهبرد واحدی جریان دارد. «فضای مثبت دیپلماتیک خوب است، اما برای امضای توافق کافی نیست». ایران نشان داده امنیت خود و شریکان منطقهایاش (از لبنان تا غزه) را به وعدههای انتخاباتی مستأجر کاخ سفید گره نخواهد زد.




نظر شما